X
تبلیغات
رایتل
دلشدگان

توکافر دل نمییندی نقاب زلف ومیترسم

که محرابم بگرداندخم آن دلستان ابرو

آرشیو
دوشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1384
به آرامش نیاز دارم .
مدتهاست که شبها درست نمی تونم بخوابم.هزارتا فکر احمق کوچولو با هزار تفسیر احمقانه تر تو ذهنم وول می زنن.

یک نکته عجیب که دیروز به ذهنم کوچکم خطور کرد اینکه من که هر روز امیر رو می بینم اینهمه حرف داریم با هم بزنیم حتی موقع خواب .حتی با علی هم زیاد حرف می زنم اما وقتی به عطا می رسم دو کلمه حرف نداریم با هم بزنیم ..عجیبه ...با فرناز که همون سلام کردنه فقط.
باز جای شکرش باقی حداقل دو روز یک بار همدیگه رو می بینیم وگرنه که هیچی .


تعداد بازدیدکنندگان : 144762


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها