X
تبلیغات
رایتل
دلشدگان

توکافر دل نمییندی نقاب زلف ومیترسم

که محرابم بگرداندخم آن دلستان ابرو

آرشیو
دوشنبه 17 آذر‌ماه سال 1382

یک روز بد ...یک روز خوب

خوب من بالاخره رفتم خانه هنرمندان(شنبه)اول زیاد بد نبود ..مثل همیشه دراینگونه مراسم شلوغ پلوغ بود....اول اونایی که کارت دعوت داشتند(ما که نداشتیم) رفتند وبر صندلی جلوس کردند....بعد گفتن حالا بفرمایید اما کو جا....البته ما که دلیل دیگری هم برای رفتن به اونجا داشتیم دم در وایستادیم (من تنها بودم)....من رفته بودم تا یه خانوم خوب ومتشخص رو هم ببینم لیلا حاتمی .....




 ایستگاه متروک



اول بگم که حسابی ضد حال خوردم چون ایشون در سفر(احتمالاْْ کشورهای خارجه..شاید مونترال-خوش به حال رضا-)بودند ....
دوم آدم یه خانومایی رو میدید که با شلوارهای کوتاهو راه راه با هزارو یک قلم آرایش تشریف بردن روی صندلی وداخل نشستند من اصلاْ نمی دونم اینا کی فرصت کردن برن فیلم علی حاتمی رو ببیند.....
خوب آیدین آغداشلو...مشایخی...وبعداْْ میگن امین تارخ وچند نفر دیگه حرف زدند...
آقای شایسته هم به عنوان تهیه‌کننده فیلمها بخصوص فیلم جهان پهلوان‌تختی حرف زد...
مشایخی گفت: علی حاتمی دلش می‌خواست بهروز وثوقی یک نقش و توی هزاردستان بازی کنه...اصلاْ برای اون در نظر گرفته بود...من که نفهمیدم کدوم نقش بود...(درخواست رضا)

به هر حال یه خورده از فیلمای قشنگشو نشون دادند و من از دیدن مادر وسوته‌دلان ودلشدگان(بدون لیلا )شاد گشته بیدم...
سرانجام در سرما وباران به خوابگاه برگشتیم....(یک روز بد)

اما امروز امتحان فیزیولوژی دادم(نمی دونم چه ربطی به مهندسی هسته ای داره شاید به خاطره شاخه پرتوپزشکی بودنشه)من همیشه از زیست بدم می اومد اما امروز روز یک امتحان خوب دادم...البته امتحان بیشتر شبیه کنفرانس بود(مراقب نداشتیم)

*راستی اسم وبلاگم هم شد
سوته‌دلان
(در خواست دوستان)

دیروز هم که ۱۶ آذر بود امیرکبیر هیچ خبری نبود اما دانشگاه تهران شلوغ بود ما رو هم راه ندادن بریم سره کلاس فیزیولوژی(من با دعوا تو رفتم لکن!!!!)


تعداد بازدیدکنندگان : 144762


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها